سردشت، هفتم تیر و جنایت غیر انسانی...
همينكه به حمام رفتم يك دوجين بچه كوچولو هم دنبالم راه افتادند؛ همهشان ميگفتند «عمه ما را هم بشور». خلاصه دستم توي حمام حسابي بند شد. بچهها را شستم و يكي يكي بيرون فرستادم. خواهر يكييكدانهام كه آن موقع دوم راهنمايي بود به حمام آمد؛ گفت آبجي موهاي من را هم بشور. موهاي خواهرم آن موقع خيلي بلند بود؛ از شستنشان عاجز بود. گفتم: «باشه آبجي بيا».
این روایت پروین بود. اما روایت شوهر پروین هم خواندینیه:
و پروین ادامه می ده:
نمی دونم از از اتفاقی که ساعت ۱۶:۱۵ روز هفتم تیر ۱۳۶۶ در ایران افتاده چیزی می دونین یا نه؟ من هم تا چند سال پیش نمی دونستم. من هم نمی دونستم هفتم تیر ۶۶ سردشت رو با گاز اعصاب و خردل بمباران کردن. من هم نمی دونستم سردشت اولین شهری بوده که بعد از جنگ جهانی اول و تصویب کنوانسیون منع سلاح های شیمیایی، بمباران شیمیایی شده. ۴ بمب بر روی شهر و سه بمب روستاهای اطراف. من هم نمی دونستم گاز خردل همیشه در بدن مصدوم باقی می مونه و هیچ بهبودی نداره. من هم نمی دونستم عفونت ریه، چشم و پوست، التهاب و کم شدن دید چشم، خارش پوست، تنگی نفس و آسیب ریه مهمان همیشگی مصدومان این بمبارانه. من هم نمی دونستم گاز خردل در محیط ماندگاری داره. من هم نمی دونستم بعضی مصدومان آسیب ریه اشون اونقدر شدیده که مجبورن ایستاده بخوابن. من هم نمی دونستم به خاطر جلوگیری از تضعیف روحیه مردم در زمان جنگ (!) این بمباران تقریباْ هیچ انعکاسی نداشته. من هم نمی دونستم این ماجرا تا سال ۷۸ که عده ای از مصدومان تقاضای تجمع مقابل سازمان ملل می کنن (و البته مجوز نمی گیرن) در بایکوت خبری بوده. من هم نمی دونستم تا سال ۸۲ هیچ مراسم یادبود رسمی ای برای قربانیان این جنایت برگزار نشده. من هم نمی دونستم توی تقویم وقتی به صفحه ۷ تیر برسی هیچی راجع به بمباران سردشت ننوشته (حداقل تو تقویم های من که نیست). من هم نمی دونستم که برای اینکه بمب گذاری در محل حزب جمهوری اسلامی تحت تاثیر قرار نگیره به جای ۷ تیر روز ۸ تیر به اسم "روز مبارزه با سلاح های شیمیایی و میکروبی" نامگذاری شده. من هم نمی دونستم کلینیک ساخته شده برای وضعیت مصدومان شیمیایی پزشک متخصص نداره. من هم نمی دونستم آمار جانبازان سردشت هنوز هم جاریه. چون هنوز هم هستند افرادی که مراجعه می کنند و از عوارض گاز خردل رنج می برن. من نمی دونستم تعیین درصد جانبازی مصدومان روز به روز سخت تر و سخت تر می شه و در صدها (در مورد مقدار آسیب های مشابه) روز به روز کمتر می شه. من نمی دونستم...*
و البته که امسال قراره در محل اصلی بمباران سرود ودخوانی به زبان های کردی، ترکی فارسی و انگلیسی انجام بشه. البته که قراره همایش برگزار بشه. البته که قراره مزار قربانیان گلباران بشه. البته که قراره...
قربانی ای که پاشو تو جنگ از دست داده حداقل لحظات نشستن و خواب کمی آرامش رو تجربه می کنه، قربانی ای که دستش رو از دست داده همینطور. حتی قربانی ای که ترکش تو بدنشه موقع خواب دردی احساس نمی کنه. اما قربانیان شیمیایی در هر نفس کشیدن درد رو وارد بدن می کنن...
چند لینک مرتبط:
مجموعه عکس های بمباران شیمیایی سردشت
*اطلاعات من هنوز هم خیلی ناقصه. هنوز هم محدود به چند بار وبگردی در دو سال اخیر. حتماْ به خوندن مطالب مرتبط ادامه می دم و خوشحال می شم اگر منابعی به من معرفی کنید.