تبليغاتX
روژ
روش هاي علمي مخ زني!
وقتي دو متالورژ در فضاي مجازي همديگه رو ملاقات كنن ممكنه نتيجه يه همچين چيزي از آب دربياد:

- متالز هندبوک دوهزار و یازده‌تم

* کلید فولادتم

- من اون میکرودرصد کربن‌تم که آستانه‌ی تبدیل شدن به چدن مالیبل هست

* کوره‌ی قوسی‌تم لامصب. خاموشم کن

- الکترود کوره اتم

* من اون سرباره‌ی مذاب‌تم. با کف‌گیر بردار بندازم دور لعنتی

- غلطک نوردتم

* من پلیسه‌ی مانت‌تم که با فرز می‌ندازی‌ش دور

- خال جوشتم

* سمباده‌تم. منو بکش روی قطعه‌ت تا تیک تیکه بشم

- آلومیناتم

* قراضه‌آهن‌تم که لگن لگن بریزی‌م توی کوره و فولادم کنی

- آند حفاظت کاتدیتم یه وقت زنگ نزنی

* آخال‌تم که با میکروسکوپ ببینی و تکذیبم کنی

- نمودارای ایکس آر دی عددسازی شده اتم

* هگزاگونال‌تم. بزن شبکه‌ي بلوری‌مو بریز به هم لامصب

- مارتنزیت تمپر شده اتم

* من اون نمودار آستنیتتم که با عملیات حرارتی می ره تو فاز آلفا ۲ ۱. بزن ذوبم کن

- صفر کلوینتم

* ریخته‌گری منیزیم‌تم

- جوش آرگونتم

* خودم قالب شنی‌ت می‌شم؛ که وقتی شکل گرفتی و منجمد شدی منو با چکش متلاشی کنن و تو بیای بیرون

- آلومینیم ریختگیتم. پسیو می شم برات

* خودم اصلا بوکسیت‌ت می‌شم که با خیال راحت بندازی‌م تو کوره

- اون درجه کوره اتم

* من اون کارگری‌ام که دپ زده الان بخاطر شکست عشقی؛ اذن بده خودمو بندازم تو کوره اصلا

- اصلاْ شکست عشقیتم

* چدنی‌ام که از عشقت زود از کوره درآوردنش و الان فازهاش آماده‌ی خزش شده؛ منو بخزون

- اون صدای شکستن اکسیدهای موقع تست سایشتم

* من الان آماده‌ی خوردگی‌ام؛ اکسیدم کن و توی دریا حلم کن لامصب

- پین ۵۲۱۰۰ سایشتم

* من الان اون تک‌کریستال توربین نیروگاه بو.ش.هرم که می‌خوان ببرنم تست فشار.. امون نده.. پرس رو بیار روم لامصب

- پرس هیدرولیک ۶۰۰ تُنتم

* من اون بوق دستگاه پرس‌تم که داره منو زیر فشار هیدرواستاتیک خرد می‌کنه

- گلوله های آسیابتم

* عطسه‌ی کارگر خوابالوی آسیاب‌تم اصلا

- متان تو محیطتم

* من اون گاز هیدروژن‌تم که ناخالصی‌هاتو سرباره می‌کنه اصلا

- حد حلالیت کربن در فریتتم

* من ضریب ویتینگ مذاب چدن توسط پودر آلومینیوم‌تم

- عمق نفوذ کربن در فولادتم

* عمق خوردگی میکرونی لوله‌های نفت زیر آب دریای خزرتم اصلا

- مخزن تحت فشار بدون جوشتم

* تیر مفصلی تحت بار جانبی اتم

- اون صفر رده‌ی نانوتم که از نتیجه‌ی تست خزش قابل صرف‌نظره

* تنش شکستتم

- به‌کوری چشم حسودان و بخیلان، گشتاور لبه‌ی تی‌شکل قطعه‌تم که مستقیما از بار عمودی وارد می‌شه

* نقطه یوتکتیکتم

- من اون تقه‌ای هستم که به قالبت می‌زنن تا سالم بیای بیرون

* من اون آخالی‌ام که یه کارگر پیر با عینک ته استکانی هم می‌تونه با قاشق از توی مذاب درش بیاره و بندازش بیرون

- تنش حد دوام خستگی اتم

* من قطعه‌ی ضایعاتی‌ام که تحت نورد ترکیده باید بره توی قراضه‌ها

- روغن کوئنچتم

* من اون راه مذاب‌ریزی‌تم که بعد از سرد شدن با اره می‌ندازن‌م دور

- سختی ویکرزتم

* من اصلا بررسی غیرمخرب‌تم. خرابم کن

- شبکه کریستالیتم

* سالید وورکتم اصلاْ

- کوره ریخته گریتم

و این مکالمه کماکان می توانه ادامه پیدا کنه....


موضوع :
| *| نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 و ساعت 15:5 توسط روژ |