هیج به شتاب زیاد شدن تعداد آدمایی که می خوان برن از ایران (و می رن) دقت کردین؟ اون هم بیشتر از همه تو دانشجوها. هیچ به جو دانشکده ها، به خصوص دانشکده های فنی تو دانشگاه های دولتی دقت کردین؟ هیچ به زیاد شدن تعداد آزمون های تافل و جی آر ای تو ایران دقت کردین؟ هیچ دقت کردین چندتا از دور و بری هاتون مشغول کتاب ها و کلاسای تافل، جی آر ای و حتی آیلتس هستند؟ این همه علاقمندی به داشتن مقاله و چاپش تو ژورنال های خارجی فقط به خاطر اینه که تو این چند سال اینقدر دانشجوها مشتاق علم شدن؟
جوی که الان تو دانشکده ما برای رفتن هست در مقایسه با دوران لیسانسم (فارغ التحصیل لیسانس چهار سال پیش و دانشجوی فوق الان) دقیقاْ تو مایه های جو برق شریفه اون موقع است. اونوقت چند درصد اینا برمی گردن؟ اصلاْ واقعاْ کسی می دونه چند درصد اینا دوست دارن درس بخونن و چند درصد فقط برای بهتر شدن موقعیت رفتنشون و احتمالاْ موقعیت های بعدی تو کشور مقصد به مراحل بعدی فکر می کنن؟
من یکی شخصاْ فقط به خاطر رفتن تصمیم گرفتم فوق بخونم. چهار سال پیش فکر می کردم ترجیح می دم تو ایران شغل خوبی پیدا کنم و همین جا زندگی کنم. شغل خوب رو می شه گفت که پیدا کردم (با استانداردهای موجود)، اما رسیدم به جایی که رفتن برام یک گزینه پررنگ شد، چراهاش بماند که داستان ها داره، از این چند سال هم پشیمون نیستم، چون اعتماد به نفسی که این چند سال به من داد باعث شد به اینجا برسم که بدونم می تونم برم و از پسش بر بیام، به اضافه کمی استقلال مالی و... که برای من خیلی مهم بود (و هست). به هرحال گزینه فوق برای کمک به موقعیت های احتمالی رفتن بود (هنوز خیلی مطمئن نیستم، اما می دونم که هرچی می گذره تمایلم بیشتر می شه)، و اگر هم می خوام درس خوندن رو ادامه بدم باز هم برای رفتن و البته داشتن موقعیت بهتر در کشور مقصده، چون فعلاْ دید من اینطوریه که روی مدرک فوق اینجا برای زندگی و کار خوب تو یه کشور دیگه زیاد نمی شه حساب کرد. مطمئنم که خیلی از کسانی که الان سرشون تو کتابای زبانه و مشغول دست و پا کردن مقاله همین حساب ها رو می کنن. هدف تقریباْ مشترکه، رفتن، رفتن، رفتن...
انوقت فکر کردین اصلاْ کسی براش مهمه این جریان؟ من که فکر نمی کنم، اگر هم مهم باشه یه جریان مطلوب محسوب می شه احتمالاْ!
موضوع :
